دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در جدیدترین تهدید خود علیه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است: «اگر ایران در مدت ۴۸ ساعت تنگه هرمز را بهطور کامل و بدون تهدید باز نکند، ایالات متحده به تأسیسات مختلف ایران حمله کرده و آنها را نابود خواهد کرد.» در پاسخ، جمهوری اسلامی نیز تأکید کرده است: «چنانچه زیرساختهای سوخت و انرژی ایران مورد حمله قرار گیرد، تمامی زیرساختهای سوخت، انرژی، فناوری اطلاعات و آب شیرینکنهای مورد استفاده آمریکا و رژیم در منطقه، هدف قرار خواهند گرفت.
آیا ممکن است ترامپ این بار نیز به وعده خود عمل کند و وضعیت آخرالزمانی در منطقه ایجاد کند، یا اینکه این بار فقط در حال بلوف زدن است و به چنین اقدامی نخواهد پرداخت؟
در سال ۲۰۱۷، زمانی که ترامپ در ماههای ابتدایی ریاستجمهوری خود بود، تنشهای شدیدی میان آمریکا و کره شمالی به وجود آمد. در آن زمان، ترامپ به دلیل آزمایشهای هستهای و موشکهای بالستیک این کشور تهدید کرد که کره شمالی را بهطور کامل نابود خواهد کرد. ترامپ و کیم جونگ اون به تبادل توهینهای شدید نسبت به یکدیگر پرداختند و جهان در آستانه یک جنگ هستهای قرار گرفت. اما پس از اوجگیری تنشها، ناگهان ترامپ از موضع خود عقبنشینی کرد و در حالی که قبلاً کیم جونگ اون را «مرد موشکی» خطاب کرده بود، از او به نیکی یاد کرد و اعلام کرد که آماده مذاکره بدون پیششرط با وی است. مذاکرهای که انجام شد، هرچند جز چند عکس یادگاری دستاوردی نداشت.
ترامپ تاکنون بارها نشان داده که به وعدههای خود عمل میکند، اما مواردی نیز وجود داشته که از مواضع خود عقبنشینی کرده است. شخصیت ترامپ به گونهای است که ضعف را تحقیر میکند و قدرت را ارج مینهد. به همین دلیل و از آنجا که ولادیمیر پوتین را مردی قدرتمند میداند، نگاه ویژهای به او و روابط با روسیه دارد و از آنجا که زلنسکی را در موضع ضعف میبیند، توهینهای زشتی به او میکند.
اجازه دهید به پرسش اصلی بازگردیم. آیا ترامپ در تهدید به نابودی نیروگاههای ایران صرفاً در حال بلوف زدن برای وادار کردن جمهوری اسلامی به عقبنشینی است یا واقعاً اگر جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بهگونهای که او خواسته باز نکند، به وعده خود عمل خواهد کرد؟ هیچکس پاسخ قطعی به این سوال ندارد، هرچند میتوان برای هر دو گزینه دلایلی ارائه داد.
دلایل بلوف بودن تهدید
میتوان تصور کرد که حمله (محدود و کنترل شده) چند روز پیش اسرائیل به عسلویه که ترامپ مدعی شده از آن خبر نداشته، اما برخی اخبار حاکی از هماهنگی میان او و نتانیاهو دارد، به این دلیل انجام شد که عزم، اراده و توان ایران برای ضربه متقابل به زیرساختهای نفت و گاز کشورهای منطقه را آزمایش کنند. اگر جمهوری اسلامی توانسته باشد از این آزمون سربلند بیرون بیاید، احتمال بلوف بودن تهدید جدید ترامپ بیشتر میشود.
از سوی دیگر، این تهدید به نوعی بازی با منابع ثروت متحدان آمریکا در منطقه نیز به شمار میرود و بعید است این کشورها به آمریکا اجازه دهند بهراحتی بر روی منابع آنها قمار کند. همچنین پاسخ متقابل ایران به این اقدام عملاً یک بازی باخت-باخت برای هر دو طرف و حتی برای اعراب، اروپا، چین، ژاپن و بسیاری از کشورهای دیگر خواهد بود و شاید بتوان گفت اسرائیل تنها برنده چنین اقدامی خواهد بود.
با توجه به تأثیر شدید این آتشبس در منطقه بر قیمت بنزین در آمریکا و اقتصاد این کشور و در نهایت انتخابات میاندورهای کنگره، حتی ممکن است عقلای جمهوریخواه نیز ترامپ را از چنین اقدامی برحذر دارند.
دلایل بلوف نبودن تهدید
در عین حال، دلایلی نیز وجود دارد که نشاندهنده بلوف نبودن تهدید ترامپ باشد. اول از همه، نقش و تأثیر شخصیت خودشیفته ترامپ است. طبق نظریههای روانشناسی، افراد خودشیفته سه مشخصه اصلی دارند:
۱- داشتن حس خودمهمپنداری افراطی
۲- تمایل بیش از حد به شنیدن تعریف و تمجید از سوی دیگران
۳- عدم توانایی در ابراز همدردی با دیگران یا حتی شنیدن و درک کردن نظرات آنها.
این سه مشخصه به وضوح در رفتار و گفتار ترامپ دیده میشود و میتواند او را بدون توجه به نظرات دیگران (حتی متحدانش) به انجام تهدید مذکور رهنمون سازد.
ترامپ که در روزهای اخیر از حل مسئله تنگه هرمز مستاصل شده، به هیچ وجه نمیخواهد چهره یک بازنده را به نمایش بگذارد. ضمن اینکه او در دور دوم ریاستجمهوری است و دیگر دغدغه انتخاب دوباره ندارد و ممکن است برای ارضای عقدههای درونی خود به هر اقدام غیرمعمولی دست بزند.
از سوی دیگر، اگر در روزهای اخیر در وضعیت میدانی بهویژه در سواحل خلیج فارس تحولات جدیدی رخ داده باشد که امکان پاسخ همسان و متقابل جمهوری اسلامی را کاهش داده باشد، احتمال بلوف نبودن تهدید ترامپ افزایش خواهد یافت.
بنابراین، مجموع این دلایل و شرایط، امکان حدس و گمان درباره بلوف بودن یا نبودن تهدید ترامپ را دشوار میکند. همچنین این تهدید برای ایران بهقدری مهم و حیاتی است که نمیتوان صرفاً با اگر و اما یا حدس و گمان درباره نوع مواجهه با آن تصمیمگیری کرد. با توجه به این شرایط، در یادداشت بعدی به گزینههای ممکن برای مواجهه با این تهدید توسط جمهوری اسلامی پرداخته خواهد شد.
