“`html
محسن آرمین در یادداشتی بیان کرد: اتحادیه اروپا و آلمان اعلام کردهاند که باید به میز مذاکره با ایران بازگشت. ترامپ در توئیتی عنوان کرده است که مذاکرات خوبی با ایران در حال انجام است. این اظهارات حتی اگر صحت نداشته باشد، باید از سوی ایران مورد استقبال قرار گیرد. دیپلماسی فعال به معنای اجتناب از مذاکره نیست و نباید مذاکره را به پیششرطهایی مانند تأمین خسارت و تضمین عدم حمله مشروط کرد، بلکه باید به دنبال دستیابی به صلحی شرافتمندانه و استقبال از هر ابتکار و اقدام و پیشنهادی برای مذاکره بود. دیپلماسی صلح و استقبال ایران از پیشنهادهای مذاکره و صلح، و حتی پیشگام شدن در ارائه پیشنهاد صلح شرافتمندانه و عادلانه، همزمان با دفاع مقتدرانه در صحنه نظامی، به هیچ وجه نشانه ضعف نیست، بلکه برعکس، بیانگر اعتماد به نفس است.
نایب رئیس جبهه اصلاحات ایران با ابراز این نظر که مشروط کردن مذاکره به پیششرطهایی نظیر تأمین خسارت و تضمین عدم حمله، با منطق دیپلماسی سازگار نیست، تأکید کرد: تضمین عدم حمله مجدد پیششرط مذاکره نیست، بلکه نتیجه مذاکره است. آنچه در مذاکره باید به آن دست یابیم فقط عدم تکرار حمله نیست. در حال حاضر اسرائیل به شناسایی و ترور فرماندهان و دانشمندان موشکی و هستهای ما پرداخته است. این همان روشی است که در عراق پس از فروپاشی نظام بعث انجام شد. بنابراین، مذاکره باید با هدف پایان دادن به هرگونه تعرض، چه نظامی و چه ترور، صورت گیرد. این موارد و مشابه آن، هدف مذاکره و جزء بندهای توافق عادلانه و عزتمندانه هستند؛ نه پیششرط مذاکره.
وی با اشاره به اینکه تضمین عدم حمله مجدد یا هر هدف و خواسته دیگری فقط و فقط مشروط به دو بازنگری خواهد بود، تصریح کرد: توافق همهجانبه مبتنی بر بازتعریف راهبرد و نقش سیاسی ایران در منطقه و مشارکت و همکاری در تأمین امنیت و تضمین زنجیره انرژی و همکاری و وابستگی متقابل با جهان، یکی از این موارد است. در غیر این صورت، هر توافقی با هر تضمینی برای عدم حمله، موقت خواهد بود. مادام که ایران در نقش و جایگاه منطقهای خود بازنگری نکند، مانند ماههای پس از جنگ دوازده روزه، همه چیز در حال تعلیق و ابهام خواهد بود.
آرمین دومین مورد را «بازنگری کامل در شیوه حکمرانی در داخل» دانست و با اشاره به «شکاف فزاینده دولت و ملت در داخل»، به عنوان علت تجاوز به کشور، از سیاستهای داخلی پس از همراهی مردم در جنگ 12 روزه انتقاد کرد و تصریح کرد: این موضوع البته چیزی از میزان خباثت و شرارت و قباحت تجاوز ناجوانمردانه آمریکایی-صهیونیستی نمیکاهد.
وی افزود: دامن زدن به این تحلیل که اسرائیل و آمریکا در هر صورت به ایران حمله میکردند، به ظاهر بیانگر ماهیت ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی نظام و موضعی انقلابی است، اما در واقع و به طور غیرمستقیم پذیرش قدرت مطلقه و نقش فعال مایشائی این دو کشور و ضعف و ناتوانی ایران برای جلوگیری از امکان تجاوز است. آمریکا در پی تضعیف ایران و اسرائیل در پی تجزیه ایران است، اما اسرائیل و آمریکا فعال مایشاء نیستند که هر اقدامی بخواهند انجام دهند. ایران این امکان و قدرت را دارد که مانع تحقق اهداف شرارتبار این دو کشور شود، به شرط آنکه مزیت نسبی خود را در عرصههای دیگری جز رقابت نظامی و سختافزاری با پیشرفتهترین قدرت اقتصادی و نظامی دنیا جستوجو کند و در عین حفظ و تقویت قدرت تسلیحاتی خود، به جای خاکریزهای نظامی، در جستوجوی خاکریزهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و… باشد که در آن مزیت نسبی و قدرت مانور و ابتکار دارد.
نایب رئیس جبهه اصلاحات ایران با تأکید بر عدم بازی در سناریوی اسرائیل در سیاست داخلی و خارجی، استراتژی ستیز و بقا به جای استراتژی توسعه پایدار، عادلانه و همهجانبه را بازی در سناریوی آمریکا و اسرائیل دانست و ادعا کرد: این مسیر ایران را به جایی رسانده است که تنها سه کشور تجاوز آمریکایی-اسرائیلی را محکوم کردند و متقابلاً پس از حمله به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه، تقریباً اکثر قریب به اتفاق کشورها به محکومیت آن پرداختند. این مسیر باید هرچه زودتر تغییر کند. در غیر این صورت، ایران حتی در صورت پایان یافتن این تجاوز، همچنان در چرخه فرساینده توان ملی گرفتار خواهد ماند.
“`
